رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

شعری برای دخترم

1391/11/1 10:54
نویسنده : مسافر
327 بازدید
اشتراک گذاری

عاقبت یک شب از شبهای بهار ...کودک من پا به دنیا می نهد

آن زمان بر من خدای مهربان... نام شور انگیز مادر می نهد

بینمش روزی که طفلم همچو گل ...در میان بسترش خوابیده است

بوی او چون عطر پیچ یاسها... در مشام جان من پیچیده است

پیکرش را می فشارم در برم...گویمش چشمان خود را باز کن

همچو عشق پاک من جاوید باش... در کنارم زندگی آغاز کنniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

شاه نی نی
2 بهمن 91 16:46
خوبی مسافر عزیز؟ میدونی که شری بانوم . خوبه منم وارد 29 شدم . فکر کنم با هم نی نی هامونو بغل کنیم ایشالهههههههههههه

فدای تو عزیزم .کاش تو ام عکس اتاق دخترت رو میداشتی.شهرزاد جون من ورم آوردم می ترسم چیکار کنم؟؟؟